قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4990

تاريخ الفي ( فارسى )

شهر سمرقند شدند . ارغونشاه بىشرم بىمروت توهمى بىجا به خود راه داده دروازه نگشود . و ايشان با خاطرى پريشان و دل پرخون در باغ اميرزاده شاهرخ كه نزديك دروازه واقع است نزول نمودند و شب آنجا گذرانيدند . و روز به شهر درآمده به خانقاه اميرزاده محمد سلطان - كه مقبرهء صاحبقران آنجا بود - فرود آمدند . و ساير خواتين و امرا و شاهزادگان كه در شهر بودند و زنان اشراف و اعيان مملكت ، موى گشوده ، روى سياه كرده ، نمد در گردن انداخته جمع شدند و مراسم تعزيت به جاى آوردند . و ارغونشاه و خواجه يوسف كس از عقب شاهزادگان به جانب بخارا فرستاده اعلام نمودند كه « غرض از دروازه نگشودن ياغيگرى نبود ، بلكه با خليل سلطان نيز به همين نوع سلوك خواهيم كرد ؛ چه ، ولى عهد اميرزاده پير محمد جهانگير است و به غير او دروازه به روى ديگرى نخواهيم گشود . و شما معذور خواهيد شد . » و بر اين طبق سوگند ياد كرده بودند . و امرا اگرچه مىدانستند كه دروغ است ، اما به مصلحت وقت جواب نوشتند كه « اگر بر اين سخن ثابت باشند [ 532 ب ] نمك‌حلالى كرده باشند ، و الا نتيجهء نمك‌بحرامى معلوم عالميان است و خواهد شد . » و شاهزادگان و امرا به بخارا درآمده در استحكام قلعه سعى بسيار نمودند . و خليل سلطان چون نزديك شهر رسيد ، خواجه يوسف نخست بيرون رفت و بعد از او ارغونشاه در كنار آب كوچك با كليد قلعه و خزاين به خدمت رسيد . و جماعت بدعهدان به اتفاق كمر اطاعت خليل سلطان برميان بستند و روز چهارشنبه شانزده رمضان سنهء هشتصد و هفت [ هجرى ] خليل سلطان به سمرقند درآمده سكه و خطبه در تمام تركستان و ماوراء النهر به نام او ترتيب يافت « 1 » و اميرزاده محمد جهانگير ، پسر اميرزاده محمد سلطان را كه برادرزادهء ولىعهد بود به رسم خالى به جهت ملاحظهء وصيّت صاحبقران موسوم گردانيد . و تمام شاهزادگان و امرا و اركان دولت كه حاضر بودند ، زبان به تهنيت گشودند و دست به نياز بركشيدند . و بعد از دو روز به زيارت [ مرقد ] صاحبقران رفته مراسم تعزيت به تقديم رسانيده ، آش بزرگ دادند و شعرا مرثيه‌ها گفته به عرض رسانيدند . بعد از چند روز تمام شاهزادگان و آغايان را از لباس عزا درآورده خلعت‌هاى زربفت و مرصع پوشانيدند . و خليل سلطان در

--> ( 1 ) . و مولانا سعد الملة و الدين فارسى از شاگردان مير سيد شريف جرجانى ( 740 - 861 ق ) و مدرس مدرسهء غياثيه ماده تاريخ جلوس خليل سلطان بر تخت تيمورى را در مصرع « تاج زر بر سر خليل نهاد » يافته است كه به صورت تعميه بيان شده است ؛ بدين صورت كه اگر « زر » با سر خليل يعنى « خ » جمع شود ( 807 - 600 + 207 ) سال جلوس وى حاصل است .